![]() |
![]() |
|
| اینقده کلافم که دیگه حال دعوا هم ندارم |
|
سلام
---------------- اولا اینکه این پست خبری از اراجیف نیست.فقط اینکه اومدیم بگیم این جانب محض مردم آزاری تشریف آوردم پاتخت.(تهرون) پدر اعتیاد بسوزه که آدمو به چه کارا مجبور نمیکنه. من تو شهر خودمون ساعت ۳۰۰ نمیدم کافی نت اینجا دارم ساعت ۱۰۰۰ میدم. هر چی تحمل کردم دیدم نشد که نشد. از این به بعد بخوام بیام تهران باید فکر یه سیستم هم بکنم. امشب و فردا راحت باشین که از اراجیف خبری نیست. پیوست هم نداریم حق یارتون. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 19:22 توسط یه کافر |
|
|
سلام
نمیدونم چی بنویسم. دیگه حس ندارم چرت بگم. فقط اینکه تو این مدت چند تا از دوستان و آشنایان عجیب محتاج دعا هستند. زحمتی نیست یه دعائی ٬ صلواتی٬ چیزی بفرستین اون بالا بالاها شاید اوس کریم یه رحمی بکنه. ما که چاکرشیم.ولی این رسمش نیست. ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ پیوست۱ :دعا یادتون نره پیوست۲ :شاید یه دو سه روزی از دستم راحت بشین.ولی زیاد مطمئن نباشین. حق یارتون |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 19:23 توسط یه کافر |
|
|
بسم رب الشهدا
------------------------- و آنکه را ثابت قدم بیند به راه از شفقت میکند بر وی نگاه اندک اندک میکشاند سوی خویش میدهد راهش بسوی کوی خویش یک هفته از پر کشیدنت گذشته است.یک هفته مالامال از اشک و آه و اندوه.یک هفته است که خانه بی حضور تو تنهاست.هرکجا یادی و نشانی از توست؛که دیگر نیستی.دیگر چشمان درشت و پر فروغت را که همیشه برقی از امید داشت نمیبینیم و لبانت دیگر با خنده بر روی ما باز نمی شود. وقتی به خانه می آئیم هنوز منتظریم همانند گذشته مشتاقانه به پیشوازمان بیائی و وقتی از در بیرون میرویم به پشت سرمان نگاه میکنیم تا شاید تو را ببینیم که بدرقه مان میکنی ولی افسوس که پیشواز و بدرقه مان از وجود تو خالی است.بچه هایمان مرتب سراغ دائی و عمویشان را می گیرند و ما آنهارا حواله بهشت میکنیم.چطور توانستی دل کوچک آنها را بشکنی آنها همیشه در جستجوی آدرس بهشت هستند که به دیدار تو بیایند. موسی جان دلمان برایت تنگ شده .صدای قشنگت همیشه در گوشمان زنگ میزند و نگاه چشمان درشتت بر رویمان می خندد ولی باز تو نیستی.بیا و ببین که چطور پدرت تا سحر بر سجاده می نشیند و اشک می ریزد و در نجواهایش نام تو را بر زبان می آورد.مگر نمیدانستی که او عاشق تو بود.مگر نمی دانستی که همه جای قلبش مال تو بود؟چرا رهایش کردی؟ ببین چطور پیکر نحیف و ضعیف مادرمان در سوگ و جدائی تو خمیده شده و دلش خون شد.و کمر تنها برادر و دوستت به دنبال تو در میان جنازه های سوخته و پاره پاره شکست.ولی او هنوز هم تورا صدا می زند،شاید جوابش دهی؛ و همسرمهربانت با ناباوری بر خاک مزارت خمیده می شود تا شاید برخیزی و آغوش گرمت را برایش بگشائی. آهسته آهسته بر مزارت دست میکشد و می گوید و موسی الرضا چرا اینطور آرام خوابیده ای .دیگر دوری بس است. حتماً دیدی چطور سیل جمعیت بدنبال پیکر پاکت اشک میریختند و آهِ افسوس سر میدادند.حتی کسانی که برای یک بار تورا دیده بودند و حتی کسانی که اصلاً تورا ندیده بودند دلشان داغ شده بود. این چه اثری بود که تو در دلها گذاشتی؟ اقوام و آشنایان در سوگ تو سوگوار شدندو در فراغت گریستند.کلمه باورمان نمیشود تکیه کلام همه زبانهای آشنا بود و ما هم با اینکه کور سوی امید در دلمان خاموش شده است هنوز باورمان نمیشود که تو دیگر نیائی و روی چون ماهت و قد چون سروت را نبینیم و صدای شیرین و گرمت را نشنویم.ولی وقتی به یاد می آوریم با شفاعت ائمه اطهار آرام گرفته ای و وقتی می دانیم که حضرت علی بن موسی الرضا که همیشه مریدش بودی همراه ت است اشک در چشمانمان می خشکد و دلمان کمی آرام میگیرد. موسی الرضای عزیزم ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ پیوست۱ :یادش گرامی باد. پیوست۲ :زحمت این متن رو خواهر محترمه شهید کشیدن. پیوست۳ :یه هفته رد شد.باورت میشه؟؟
حق یارتان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 18:44 توسط یه کافر |
|
|
سلام
خوبی خدا چیه؟؟ مگه تا به حال خل ندیدی؟؟؟ خوبه خودت بهتر از خودم وضعمو میدونی. این مدلی بیشتر حال میکنم.صفا داره خفن. جدیداْ دیدی ملت چی بهم میگن.میگه اینجارو ببند!!! نمیشه.فک کردین که چی؟؟ میرین لشکر کشی میکنین؟؟ میخواین منم برم به شیطون جونم بگم رفیقاشو بیاره؟؟ اون موقع میفهمین کی کم میاره!!! فعلاْ که میخوام باهات حال کنم.اگه گیر ندی.در ضمن به این دورو بریا بگو زیاد گیر ندن.به این عزرائیلم بگو زیاد پاپیچم نشه میزنم آشولاشش میکنم.بد جوری از دستش شاکیم.حیف که قراره اون زنده باشه تا جون بقیه رو بگیره وگرنه همچین حالشو میگرفتم که نگو و نپرس. ولی هرجور که بخوای حساب کنی چاکرتم. خیلی کوچیکتیم. فعلاْ اینا باشه تا بعداْ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ پیوست۱ :چیه فک میکنی قاطی کردم؟؟ پیوست۲ :شده با خدات صحبت کنی؟؟مثله یه دوست؟؟ پیوست۳ :نمیدونم چرا چند وقته این پیوست ۳ رو یادم میره!!! حق یارتون |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 22:20 توسط یه کافر |
|
|
یا هو
------------------------- خنجر برام بیارین٬ من از تبار دردم عمریه بی طلوعم٬ مثل غروبی سردم آیینه دار غربت ٬با آدما غریبم حوای چشمای من٬ در حسرت یه سیبه تاریک سرنوشتم٬ فانوس من شکسته عمریه بغض سنگی راه گلومو بسته از شب به شب رسیدم ٬ از کوچه ها به بن بست آی آدمای سرخوش جائی برای من هست؟؟؟؟ ------------------------------------------------------------------------------------------ آهنگ سرنوشت٫آلبوم سال کبیسه٫محسن یگانه
size=3> ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ پیوست۱ :حال مهدی بهتره.ممنون از همه اونائی واسش دعا کردن. پیوست۲ :هرکی این آهنگ بالائی رو میخواد گوش کنه گذاشتم بالای وبلاگ.اگرم آلبوم کاملش رو میخوای میل بزنین٬واستون سند کنم. پیوست۳ :امشب میخواستم بزنم تو خط چرت و پرت گوئی ولی ... حق یارتون |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 17:42 توسط یه کافر |
|
|
سلام
اینارو بی نام و نشون عزیز فرستاده.منم میذارم اینجا. خودم هم حال داشتم شب مینویسم.فقط دعا واسه مهدی یادتون نره ---------------------------------------------------------------------------- به نام آنکه بزرگی اش در ذهن هیچ کس نمی گنجد
من تا چند روز پیش از این متعجب بودم که چطور می شه خدا توی یه لحظه همه چیز و همه کس رو ببینه
اما یکی بهم جواب خوبی داد که تصورش برام خیلی راحت شد
فرض کنین کل این دنیا با آدم هاش تو یه دریا قرار دارن و خدا اون دریا است
دریا تو یه لحظه می تونه به همه چیزهایی که درونش اند تسلط داشته باشه
خدا هم همینطور
یعنی می تونه تو یه لحظه به حرف همه گوش بده
این خودش خیلی عظمته ها
خیلی
وقتی آدم این طوری به چیزی نگاه می کنه می فهمه خدا چقدر بزرگه
خدا کنه ما قدر این همه عظمت و خوبی های اون رو بدونیم
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
پیوست۱ :من از امیر آقا واقعا ممنونم که حرفهام رو تو وب لاگشون می نویسن و یه معذرت خواهی هم بهشون بدهکارم.امیدوارم منو ببخشن.
پیوست۲ :امیدوارم خدا همیشه پشت و پناهشون باشه
ای غایب از نظر به خدا می سپارمت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 10:49 توسط یه کافر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از این به بعد فقط میام خالی شم و میرم.دیگه با کسی کار ندارم.هر کی هم هر چی میخواد بگه...
|
|
RSS
|